مرتضى مطهرى

344

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشارات بحثى دارد كه البته دربارهء عوامل محرّك تاريخ نيست ، بلكه تحت عنوان ديگرى است ولى اين نتيجه را مىدهد . لذتهاى بشر را تقسيم بندى و درجه بندى مىكند ، مىگويد : نمىشود لذتهاى بشر را به مطعوم و منكوح و ملبوس و امثال اينها محدود كرد ، چيزهاى ديگرى وجود دارد كه ارزش آنها براى بشر كمتر از اينها نيست و در بسيارى از موارد ، انسان اين چيزها را فداى آنها مىكند از جمله شرافت و عزّت و آزادگى . اين خودش يك ارزشى براى بشر و عاملى در زندگى اوست . چه بسا انسان منفعتى مادى ، پول و ثروت و اين‌جور چيزها برايش پيش بيايد ولى چون حس و عاطفهء شرافت طلبى و آزادگى طلبىاش جريحه‌دار مىشود ، از آن صرف نظر مىكند ، آن را فداى اين مىكند . يا عواطف اخلاقى و نوع دوستى ، اينكه انسان در زندگى ايثار بكند يعنى ديگرى را بر خودش مقدّم بدارد ، همان چيزى كه قرآن دربارهء انصار مىفرمايد : وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 1 » يا دربارهء اميرالمؤمنين [ و حضرت زهرا و حسنين عليهم السلام مىفرمايد : ] وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً « 2 » . ايثار ، فداكارى ، خود را به نحوى از انحاء فداى نوع كردن و به عبارت ديگر نوع دوستى ، براى بشر يك ارزشى است كه انسان منافع ماديش را فداى اينها مىكند . علائق و عواطف خانوادگى به معنى فرزند دوستى ، پدردوستى ، مادردوستى ، خواهردوستى يا برادردوستى ، خودش مسأله‌اى است . آيا واقعاً انسان بچه‌اش را به خاطر منافع اقتصادى دوست دارد ؟ يا پدرش را كه دوست دارد به خاطر منافع اقتصادى دوست دارد ؟ يا برادر و خواهرش را ؟ و چقدر از جريانهاى تاريخى را همين عوامل به وجود آورده ؛ يعنى مسير تاريخ عوض شده به خاطر اينكه يك صاحب قدرت مىخواسته بچه‌اش را به نوايى برساند . معاوية بن ابى سفيان در عين علم و شناسايى كامل پسرش كه مىداند او همان لياقت خودش را هم ندارد ، تحت تأثير اين عاطفه او را جانشين خود مىكند . خود اين بچه دوستى مسأله‌اى است در زندگى بشر . همين‌طور است عواطف دينى . نه بخواهيم روى منطق دينى [ اين حرف را ]

--> ( 1 ) حشر / 9 ( 2 ) دهر / 8